گرگ درون

گفت دانایی که گرگی خیره سر / هست پنهان در نهاد هر بشر

هر که گرگش را دراندازد به خاک / رفته رفته می شود انسان پاک

وانکه با گرگش مدارا می کند / خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر / وای اگر این گرگ گردد باتو پیر

روز پیری گر که باشی همچو شیر / ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند /گرگ هاشان رهنما و رهبرند

وان ستمکاران که با هم محرمند / گرگ هاشان آشنایان همند

( فریدون مشیری )

/ 0 نظر / 26 بازدید